نگارمن
|
|
نه تخت ونه دیهیم بینی نه شهر زاختر همه تازیان راست بهر فردوسی تاکنون سخنان زیادی راجع به این شاعر پارسی گوی شنیده ایم . داستانهای اورا هرگونه که خواسته ایم تحلیل و به پرده کشیده ایم . ولی آیا تابحال به حقیقت این اشعار وحقیقت آرمان این بزرگوار اندیشیده ایم . عادتمان شده است از هر موضوع برداشتمان آن باشد که نفع مادر آن است . فقط به قسمتی بپردازیم که هدف ما در آن نهفته است.هدف از بیان این مقدمه ، جلب توجه شما به ابیات خاصی از شاهنامه است . ابیاتی که فکر می کنم تا بحال در هیچ محفل وانجمنی به آنها اشاره نشده است که در فرصت بعد تعدادی از این ابیات را برای شما عزیزان ذکر می کنم. آقای نوری زاد فیلم چهل سرباز را می سازد ودر تلوزیون هم اعلام میدارد هدف ما از ساخت این فیلم اول معذرت خواهی از این بزرگواربعلت مهجور ماندن شاهنامه طی 28 سال اخیر بدلیل وجود کلمه شاه در این کتاب بوده وبعد هم ارائه فرهنگ کهن وتمدن مان ! اما... درمقایسه با فیلمهایی که در کشورهای دیگر از سنتهاو تمدنشان ساخته می شود ، چنان ضعیف است که هیچ نتیجه ای از ساخت وپخش این فیلم نمی گیریم . نه تنها به نتیجه نمی رسیم بلکه نوعی دلزدگی به سراغ ما می اید که بادیدن فیلم یانگوم جبران می شود . حال تصورکنید اگرسایر کشورها دارای یک فردوسی با شاهنامه ای چنین قوی می بودند چگونه عرصه سینما را جولانگاه هنر نمائی خود می کردند وچه بهره ها که از چنین نعمتی می بردند . حداقل دیگر نیازی به اسطور سازی وپرورش تخیلات خود درقالب یک فیلم نداشتند . اسطوره آماده برای روی پرده رفتن بود . فقط امید وارم با این نحو عمل ها ما شرمنده نسل گذشته وآینده خود نباشیم . شاید ازدید سازنده فیلم یا تحلیل اهل فن بتوان موضوع فردوسی ، اشعار شاهنامه ، رستم وحضرت علی را در کنارهم قرارداد . وبه این نتیجه رسید که تمام هدف فیلم چهل سرباز بیان عقیده پاک وارادت فردوسی به ائمه اطهار می باشد . اما آیا برای افکار عمومی قراردادن رستم در رکاب حضرت علی وبه دست بوس رفتن تمام پهلوانان شاهنامه نزد حضرت علی قابل فهم وقابل هضم است ؟ آمیختن فردوسی با دنیای عرب از این طریق ، هیچ هدفی جز نفی بیت معروف اورا دنبال نمی کند که می گوید بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
این حقیقت رابهیچ وجه نمی توان کتمان نمود که ایران ، جولانگاه تازیان دردوران فردوسی وقبل از آن بود به نحوی که ایران وایرانی روبه نابودی می رفت . شاید خفتی که اعراب درآن زمان برای ایرانیان فراهم کرده بودند در هیچ دورانی تکرارنشده است . که فردوسی چنین می گوید . که بخت عجم از عرب تیره شد همه فرساسانیان خیره شد شما فکر می کنید کارفردوسی در آن زمان سخت تر بود ویا در این زمان البته فردوسی در یکی از داستانهای خود به طور شگفت انگیزی به عصر حاضرنیزاشاره ای عمیق داشته است . داستان تاختن سعدوقاص به ایران وفرستادن رستم به جنگ آنها توسط یزدگرد شاید یکی از زیباترین مبارزات وداستانهائی باشد که ستم اعراب بر ایران زمین را آشکار می کند . داستان کمی طولانی است وشاید از حوصله شما عزیزان بیرون باشد. اگه وقت کردید این داستان را چندین بار بخونید . اگه هم امکان دسترسی به این داستان را ندارید منتظر پست بعدی من باشید. نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
ما کجا و دهکده جهانی کجا (مقایسه موقعیت خودمان نسبت به پست قبل همین وبلاگ) موضوع: عمومی جمعه ششم مهر 1386 22:5 سلام آيا تابحال گذرتون به يکي از اين خودپردازها خورده چه سؤالي !!!!! اين طور که از شواهدامر پيداست جديداٌ بانکهاي محترم بعداز اتمام ساعات کار، شعب خود را از سرويس شتاب قطع نموده به نحوي که فقط دربانکهاي صادر کننده کارت مي توان اقدام به برداشت پول نمود . از شما چه پنهون حدود 5روز بود که بنده بعد از برگشت ازمحل کار به منزل جهت دريافت مبلغي پول وبرآورده کردن حوائج ، مرتباٌ به خودپرداز بانک صادرات مراجعه مي نمودم تا با دريافت پول از حساب امور خودرا اصلاح نمايم ومتأسفانه هرروز دست از پادراز تر به منزل بر مي گشتم .(لازم به ذکر است در منطقه ما فقط بانک صادرات است که دستگاه خودپرداز نصب نموده است . )تا اينکه متوجه اين سياست بانکها شديم وبراي دريافت پول ناچار به مراجعه به بانک سپه شعبه زرين شهر شدم . البته مشکل من رفع شد وبالاخره به مقصودم رسيدم . اما... اما چيزي که مهم است اين است که نمي دانم تاکي ميخواهيم با سردادن شعارهاي دهن پرکن مثل (عصر خدمت ، عصر تکنولوژي، عصر فناوري وسرعت عمل در انجام امورعصر پيوستن به دهکده جهاني ، راه اندازي دولت الکترونيک)وصدها شعار ديگر با اين مضمون خودمان را فريب دهيم . درکدام عصر از تاريخ تمدنمان را قفل کرده ايم وچرا نمي خواهيم با دنيا هماهنگ شويم . بانکهاي ما براي جلوگيري از خروج پول از حسابها وبالا نشان دادن موجودي دست به قطع ارتباط ميزنند در حالي که مردم ما با اعتماد به همين بانکها اقدام به دريافت کارت خودپرداز نموده اند تا شايد در موارد اضطراري بتوانند به موقع گرفتاري خود را حل نمايند . اما افسوس که گاه اين اقدامات منجر به فجايع عجيبي مي گردد. ونه تنها به خواست خودنمي رسند بلکه با از دست دادن فرصت متضرر هم مي شوند. بطور مثال چندروز است که مرتباٌ از رسانه ها اعلام مي شود که(( کساني که تابحال موفق به دريافت کارت ملي نشده اند براي آخرين بار فرصت دارند که تا اول مهر اقدام نمايند .)) اين حقير نيز يکي از همين افراد بودم که بدليل مشغله کاري ، فرصت اقدام جهت دريافت کارت ملي را نداشتم . تا اينکه ديروز يعني 5/7/86 از ساعت 8صبح جهت واريز فيش موردنياز ثبت احوال در بانک ملي مرکزي زرين شهرحضور پيداکردم و ازآنجا که شماره حساب ثبت احوال از حسابهاي سيبا بودمي بايست از طريق شبکه اين مبلغ واريز ميشد . با اجازه شما از ساعت 8 که اين حقير وجمعيتي ديگر که حدود 100 نفري مي شدند وصف تا بيرون بانک نيز کشيده شده بود تاحدود ساعت 10:30 دقيقه معطل شديم تا اينکه صدايمان در آمد ومعترض شديم که بابا آخه مگه يه فيش واريز کردن چقدر کارداره ووقتي بنده از متصدي سوال کردم که تاکي کارما طول مي کشد ، متصدي با صداي ظريف خود اعلام نمود(( کساني که مي خواهند فيش به حسابهاي سيبا واريز نمايند نايستند شبکه قطع مي باشد .)) ومردم با لعن ونفرين فراوان گفتند خوب ابنو همون اول صبح نمي تونستي اعلام کني !؟ البته بنده چون فقط پنج شنبه را فرصت داشتم سمج شده وتا ساعت 12:10 دقيقه در همون حوالي تاب خوردم تا بالاخره شبکه وصل شد ودر دقيقه نود مشکلم حل شد . اما !!!!!! اما شما حساب کنيد 400=4*100 آري حدود 400 ساعت از وقت مراجعين بعلت قطع ارتباط تلف شد (فقط در يک بانک ) وقتي به رئيس شعبه اين آمار را اعلام نمودم گفت ((خوب چيکار کنم )) مگه تقصير منه !!!! تا کي متوجه بشيم که بابا وقت مردم طلاست مردم علاف وبيکار نيستند اين ساعات عمر ماست که اينطوري هدر ميره خداميدونه !!؟؟ بعد هم که مدارک را به ثبت احوال جهت صدور کارت بردم آنهارا تحويل گرفت ووقتي پرسيدم کي آماده ميشه ((منتظر بودم بگه يک هفته يا نهايتاٌ دوهفته ديگه )) گفت چهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارماه ديگه
اينجاست که ارزش پست قبلي من مشخص مي شود وبا توجه به اين رويدادها در سطح جامعه واين طرز تفکرها افسوس مي خوريم که جايگاه ما در دهکده جهاني پرسرعت کجاست البته اگه مطلب قبلي منو خونده باشيد دنياي مترقي fast را تجربه کرده وروي به دوران slow آورده است . مطلب قبلي رو حتماٌ بخونيد تا به عمق اين فاجعه پي ببريد .
جاداره نکات کليدي اون پست روهم اينجا بهش اشاره کنم بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر «زمان» ميگذرانيم امّا تنها هنگامى به آن ميرسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.
نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
درباره نگارمن
![]() نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد خداوند بزرگ را شاکرم از این جهت که در همه حال وهمه جا لطف خودرا شامل احوال این بنده نموده .به پاس نعمتی خدا ارزانیم کرد ونازنینی را به این جانب عطانمود وبلاگی را که ملاحظه می فرمائید بنام تنها دخترم نگار نامگذاری نمودم تا همیشه وهمه جا نامش برزبانم جاری باشد .امید است از مطالبی که در این وبلاگ نوشته می شود نهایت استفاده به عمل آمده ونظرات سازنده خودرا در جهت بهبود این وبلاگ از این حقیر دریغ نفرمائید . |
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati