نگارمن
|
|
نرم نرمک می رسد اینک بهار موضوع: فرهنگی واجتماعی چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 23:10 یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل ونهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال
بوي باران نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
زندگی دوباره طبیعت موضوع: فرهنگی واجتماعی سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 22:42 بنام زیبائی بخش بهار
با توکل به خداو تفعل به خواجه شیراز حافظ ، دعای پربرکت خواجه شیرین سخن سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
در سال یکهزارو سیصدو هشتادو هفت خورشیدی نثار زندگی پر مهرتان باد
همچنین بقول سعدی علم دولت نوروز به صحرا برخواست زحمت لشکر سرما زسرما برخواست موسم نغمه چنگ است که دربزم صبوح بلبلان رازچمن ناله وغوغا برخواست
بازهم خواجه فرموده اند زکوی یار می اید نسیم باد نوروزی از این باد ار مددخواهی چراغ دل برافروزی چوگل گر خرده ای داری خدارا صرف عشرت کن که قارون را زیانهاداد سودای زر اندوزی
نوروزتان پیروز وبی غم باد نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
ما واباورهایمان
آیا تاکنون به داشته هایتان فکر کرده اید آیا تابحال به بعضی از رفتارهای مرسوم ومتداول خود اندیشیده اید . آیا میدونید بعضی از اعتقادات ورسم ورسوم ما از کجا ریشه گرفته اند اصلاً میدونید چرا بعضی از اونا رو انجام میدیم. این مطلب رو بخونید . A group of scientists placed 5 monkeys in a cage and in the middle, a ladder with bananas on the top.
After a while, every time a monkey went up the ladder, the others beat up the one on the ladder.پس از مدتي، هر ميمون که از نردبان بالا رفت ميمون هاي ديگر ميموني را که از نردبان بالا رفته بود را کتک زدند.
After some time, no monkey dare to go up Scientists then decided to substitute one of the monkeys. The 1st thing this new monkey did was to go up the ladder. Immediately the other monkeys beat him up.
A 2nd monkey was substituted and the same occurred. The 1st monkey participated on the beating for the 2nd monkey. A 3rd monkey was changed and the same was repeated (beating). The 4th was substituted and the beating was repeated and finally the 5th monkey was replaced.
What was left was a group of 5 monkeys that even though never received a cold shower, continued to beat up any monkey who attempted to climb the ladder.
If it was possible to ask the monkeys why they would beat up all those who attempted to go up the ladder….. I bet you the answer would be…. “I don’t know – that’s how things are done around here” Does it sounds familiar? چرا آناني را که از نردبان بالا ميروند را کتک مي زنند، مطمئن باشيد جواب مي توانست اين باشد...
Don’t miss the opportunity to share this with others as they might be asking themselves why we continue to do what we are doing if there is a different way out there.
"Only two things are infinite: The universe and human stupidity. And I am not so sure about the former.”
کهکشان و حماقت انسان، درمورد پيشترمطمئن نيستم !»
<<آلبرت انیشتین >>
نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
تولد عشقمه موضوع: عمومی چهارشنبه هشتم اسفند 1386 0:39
نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست گره بگشود از ابرو و بر دلهای یاران زد
8/12/1384 هیچ وقت یادم نمیره لحظات بسیار سنگین و کند می گذشت . ساعت 11 ظهر شد ناگهان پرستار از آسانسور بیرون امد پرسید : این کوچولوی شماست بی صبرانه وحول شده گفتم بله! گفت چقدر نازه خیلی ظریف ومینیاتوریه خیرشو ببینی منم بانگرانی گفتم ممنون! خانوم دکتر سالمه ؟ خندید وگفت عالیه
بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گیر بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن بی اختیار مانند کسی که از خداشفاگرفته باشه زدم زیر گریه بین تمام اون کسائی که اونجا منتظر بودند ، تنها کسی بودم که پرستارا بردنم بالاسر بچه انگار همه حال منو فهمیده بودند . یکساعتی بالاسرش بودم جائی که هیچ مردی رو اجازه ورود نمی دادند. خدا اون روز منو از همه نظر مورد لطف قرارداده بود میگن خدا به هرکی لطف داره یه دختر میده
چشم فلک نبیند زین طرفهتر جوانی در دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری دوسال پیش بود انگار همین دیروز بود عمرماست که می گذره حالادیگه صبح ها که میرم سرکار تا دم در باهام میاد وخداحافظی می کنه عصرها هم وقتی برگشتم دررو روم باز می کنه چه عشقی داره وقتی می خوای بری کار دخترت تادم در دنبالت بیاد وبا زبان بچگانه باهات خداحافظی کنه چه لذتی داره وقتی برمی گردی آیفون را میزنی ، برمیداره وباصدای بلند میگه کیه میگی منم ! درو برات باز می کنه وبا خنده وذوقی وصف ناشدنی می پره توبغلت وبهت سلام می کنه . با این اوصاف زندگی یه چیز دیگه است . تمام خستگی روز از تنت درمیره
بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار چند و چند از پی کام دل دیوانه روم اون حالا دوساله شده چقدر قشنگ شعر می خونه چقدر قشنگ عروسکهاشو میخوابونه چقدرقشنگ بازی می کنه وچقدر قشنگتر بزرگترا رو به بازی می گیره ودربازی خودش شریک می کنه انگار دنیا همش یجور بازیه البته اون اینجور فکر می کنه. ای کاش دنیا در عالم کودکی می ماند. میدونیدچیه ! اصلاً وبلاگ نگارمن به عشق اون بود که پاگرفت به عشقو اونه که دوام آورده وبه عشق اون ادامه پیدا می کنه نگارجان سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام رابرایت آرزو مندم خدااز در لطف وکرمش سلامتی بهت عطاکنه برای هرپدر ومادری که داره نگهدار باشه واونائی هم که ندارند لذت پدرومادر شدن را بهشون بچشونه وماهم قدردان و شاکر نعمات الهی باشیم .
((تولدت مبارک)) نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
عجب صبری خدادارد نمی دونم این روزا جرأت قیمت گرفتن اجناس رو داشته اید یا نه
نمی دونم چرا امروز توبازار اصفهان با مشاهده اوضاع این شعر به ذهنم رسید . به این سبک نوشتم تا شاید کمی سبک شوم .
خوب یا بد سبک یا سنگین زشت یا زیباست !؟ به بزرگواری خود ببخشید .
نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
درباره نگارمن
![]() نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد خداوند بزرگ را شاکرم از این جهت که در همه حال وهمه جا لطف خودرا شامل احوال این بنده نموده .به پاس نعمتی خدا ارزانیم کرد ونازنینی را به این جانب عطانمود وبلاگی را که ملاحظه می فرمائید بنام تنها دخترم نگار نامگذاری نمودم تا همیشه وهمه جا نامش برزبانم جاری باشد .امید است از مطالبی که در این وبلاگ نوشته می شود نهایت استفاده به عمل آمده ونظرات سازنده خودرا در جهت بهبود این وبلاگ از این حقیر دریغ نفرمائید . |
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati