نگارمن
|
|
از سر دلتنگی موضوع: شعر وادب جمعه پانزدهم آبان 1388 22:58 روسربنه به بالین تنهامرارهاکن
ترک منِِِ خراب شبگرد مبتلا کن ماییم وموج سودا ، شب تابه روزتنها خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفاکن برشاه خوب رویان واجب وفا نباشد ای زرد روی عاشق توصبر کن وفا کن خیره کشی ست ما را دارد دلی چو خارا بُکشَد کسش نگوید تدبیر خونبها کن دردی است غیرمردن کان رادوا نباشد پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن درخواب دوش پیری درکوی عشق دیدم بادست اشارتم کرد که عزم سوی ماکن گر اژدهاست در ره عشق است چون زمرد از برق آن زمرد هین دفع اژدها کن بس که بیخودم من ور توهنر فزایی تاریخ بوعلی گو،تنبیه بوالعلا کن
نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
درباره نگارمن
![]() نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد خداوند بزرگ را شاکرم از این جهت که در همه حال وهمه جا لطف خودرا شامل احوال این بنده نموده .به پاس نعمتی خدا ارزانیم کرد ونازنینی را به این جانب عطانمود وبلاگی را که ملاحظه می فرمائید بنام تنها دخترم نگار نامگذاری نمودم تا همیشه وهمه جا نامش برزبانم جاری باشد .امید است از مطالبی که در این وبلاگ نوشته می شود نهایت استفاده به عمل آمده ونظرات سازنده خودرا در جهت بهبود این وبلاگ از این حقیر دریغ نفرمائید . |
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati