تبليغاتX
نگارمن
خانهايميلآرشيوRss
Search

تا آینده ای روشن  

موضوع: مدیریت ورفتارسازمانی دوشنبه سیزدهم مهر 1388 22:49

باورما درباره خودمان مهم ترین عامل تعیین کننده میزان موفقیت وخوشبختی درزندگی است .

 هریک ازما درمسیر مقدرخویش گام برمی داریم ودقیقاً  می دانیم که درهرلحظه ، دربرابر شرایط وحالتهای مختلف زندگی چه باید بکنیم  .

 زندگی هرگزملال آورنیست ، امابعضی ها ملال را برمی گزینند ... ملال یگانه انتخاب آنهاست .

 شهرت تودردست دیگران است .این ماهیت شهرت است .مهارآن دردست تونیست .تنها چیزی که دراختیارداری شخصیت وخصوصیات فردی توست .

 بالاترین نادانی ردکردن چیزی است که هیچ از آن نمی دانی .

 هرلحظه ای که درناراحتی ، ناامیدی ، اضطراب ، خشم یاآزردگی از رفتاردیگری می گزرانی ، لحظه ای است ، که مهارزندگی ات را ازکف داده ای .

 بیهوده ترین احساسات همه زندگی ، یکی احساس گناه برای کاری که کرده اید ودیگری نگرانی برای کاری است که میخواهید آغازکنید .

 آرامش حقیقی درونی همیشه از کسانی که مدام به قضاوت خویش مشغول اند می گریزد .چون آنان همه انرژی حیاتی خودرا صرف خشم برآنچه هست می کنند .

 مقابله با هرچیزی باعث ضعیف ترشدن ما می شود ونمی توانیم درگرفتاری ها وموانع فرصتهاراببینیم .

 اولین گام برای شفای هربیماری درزندگی ، این است که بدانی ، هربیماری که دروجودت پدید می آید چیزی است که باخویش داری ، تومالک آن هستی وکاملاً از آن توست .

 توهمیشه تنهائی ، امازمانی احساس تنهائی می کنی که فردی را که با اوهمنشنی ، دوست نداشته باشی .

 معجزه هادرونی هستند ، به درون خویش سفرکن تاجادوی زندگی خودرا خلق کنی .

 انسانهای آزاد چنان معتقدند که می توانند به غرائزشان اعتمادکنند ،کودکانه رفتارکنند ، خلاق باشند وهرکاری که به نظرشان درست است انجام دهند .

 

نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |

چگونه هرهفته 10 ساعت به وقت خود بیفزائید 

موضوع: مدیریت ورفتارسازمانی دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 23:14

آنچه که تا کنون خوانديد تا ريخچه کوتاهي از زمان بود . اين مبحث مقدمه اي بر زمان وبحرانهاي روحي را براي شما بيان مي کند .
زمان وبحرانهاي روحي
(( هم اکنون در اينجا متوجه ميشويدکه تمام تلاشتان بيهوده بوده است وهنوز سر جاي اول خود هستيد ، اما اگر مي خواهيد به جاي ديگري برويد حداقل دوبرابر گذشته تلاش کنيد !))

لوئيس کارول- ازدورن آئينه

 

مي خواهم شما را با يکي از دوستان جوانم به نا م کريس آشنا کنم . گمان مي کنم بسياري از شما وجه اشتراک زيادي با اوداشته باشيد .
کريس يک ساعت زودتر از وقت معمول به اداره آمد تا بتواند کوهي از پرونده هائي را که نياز فوري به رسيدگي داشت بررسي کند . ديدن ستون مرتفعي از پرونده ها ئي که تا کنون کاري روي آنها انجام نشده بود چنان اورا هراسان کرد که نه مي توانست فکرش را جمع وجور کند ونه مي توانست حداقل به اولويتهابپردازد . اما تمام هنرش اين شد که تا آمدن بقيه همکارانش کوه کارهاي انباشته شده را به تپه هاي کوچکتري تبديل سازد .بقيه روز مزاحمت مکرر کارمندانش که به دنبال راهنمائي بودند ، همکارانش که در پروژه هاي گروهي به مذاکره نياز داشتند ، دستورات رؤسا وتلفنهاي تمام نشدني وپذيرفتن کساني که بدون وقت قبلي به ملاقاتش مي آمدند سبب شد کارها کند تر پيش رود ونتواند کارهاي اصلي را به موقع انجام دهد تا عقب نماند . دوازده ساعت بعدا ز شروع کار کريس خسته ودلسرد وبا کوله باري از کارهاي عقب مانده به سوي خانه رهسپار شد . احتمالاُ شما نيز به اين درد گرفتار شده ايد . پس به دنياي اضافه کاري خوش آمديد .

 

نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |

چگونه هرهفته 10 ساعت به وقت خود بیفزائید 

موضوع: مدیریت ورفتارسازمانی پنجشنبه دهم اسفند 1385 0:39

قسمت دوم :
هنگامي که برج سنت استيفن با مشهور ترين ناقوس شهر لندن – که به نام بکسور سنگين وزن انگليسي ((بيگ بن )) ناميده شد – در سال 1856 تکميل شد منجم دربار (sir George Airy ) اصرار داشت که بايد ساعت آن بر طبق وقت گرينويچ تنظيم شود . از آن پس در مدت بسيار کوتاهي تمام ساعتهاي انگليسي برطبق همين وقت تنظيم شد .
در شهر هاي بزرگ وکوچک صنعتي ساعتهاي عظيم الجثه را بر فرازآسيابها يا کارخانجات قرار مي دادند تا وقت را به اهالي نشان دهند . مديران حيله گر کارخانجات، کار ساعت را در طي روزکاري کند وهنگامي که کارخانه تعطيل بود آن را تند مي کردند تا به مقاصد خود برسند ؛ براي اينکه کارگران از اين حيله آنان آگاه نشوند هيچ کارگري حق نداشت ساعت با خود به محوطه کارخانه بياورد. همين امر موجب شد که سنتي در ميان کارگراني که سالها خدمت کرده بودند رايج شود که هنگام بازنشستگي يک ساعت جيبي يا ديواري هديه بگيرند . اين مسئله نمايانگر اين حقيقت بود که بالاخره « زمان» ديگر به خود آنان تعلق يافته بود .
امروزه افراد کمي از اين شکوه وجلال لذت مي برند . براي تما مردم کشورهاي صنعتي زمان به طور فزاينده اي به منبعي از تنش وفشار تبديل شده است وهرز رفتن وقت يکي از مسائل جدي اين ملتهاست . هر گاه مديران تحت فشار ، صاحبان مشاغل وآنهائي که به نوعي رئيس خود هستند از رنجها ومصائب خود برايم نقل مي کنند آنهارا به خواندن مطالبي از کتاب «ويني دِ پو» اثر ميلن سفارش مي کنم :
(( وحالاادوارد خرسه دارد مي آيد پيش ما ، صداي ضربات متعددي بر پس سر او وپشت سرش هم کريستوفر رابين مي آيد . هميشه همين جوري است تاکنون راهي که براي پائين آمدن از پله هابلد بوده همين بوده است . اگر چه بعضي اوقات حس مي کند که لزوماً بايد راه بهتري نيزباشد فقط اگر مي توانست اين ضربات را قطع کند فرصت کافي اي بدست مي آورد که قدري فکر کند .))
اين روزها خيلي از افراد که در کار تجارت هستند توانائي متوقف کردن ضرباتي را که مرتباًبر سرشان وارد مي شود ندارند وفرصت کافي پيدانمي کنند تا راهي بيابند که پائين آمدن از پله هارا برايشان راحتتر ودلپذير تر کند .
کتاب مديريت زمان با همين طرز فکر نوشته شده است  اين بنامه داراي چهار عامل است :
1. در يک فرايند علمي به شما توضيح داده خواهدشد که چگونه مي توانيد اوقات خويش را به طور مـؤثري اداره کنيد .
2. نگرش اصلي اي که زير بناي هر فرايند است ، علت پيشنهاد اين نگرش وباور را به خوبي برايتان توضيح مي دهد .
3. از سابقه ذهني انسانها ومثالهائي استفاده شده که درونماي گسترده تري از مسائل کليدي واصلي مديريت وبرنامه ريزي زمان بدست مي دهد وبدين ترتيب مي توانيد از ديدگاههاي جدييد در مورد زمان مطلع شويد .
4. تمرينهاي ضروري پيشنهاد شده است تا بتوانيد کاملاً از برنامه هاي ارائه شده بخوبي استفاده کنيد .
شما با گذراندن اين دوره پي خواهيد برد که چرا وچگونه وقتتان به هدر مي رود .وآنوقت آماده خواهيد شد که طرز استفاده بهينه از وقت گرانبهايتان را فراگيريد.
در جامعه کنوني که تحت هر گونه فشار هستيد ، مديريت وبرنامه ريزي کار آمدزمان فقط يک امر مفيد نيست بلکه به يک امر ضروري واجتناب ناپذير بدل گشته است ؛ چه رسيدن به مسائل زير به کسب اين مهارت بستگي دارد :
• دستيابي به اهداف شخصي در زندگي
• رسيدن به اهداف در سر موعد تعيين شده
• کاري پر ثمر ورضايت بخش به جاي کاري پرتنش وبي فايده .


نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |

چگونه هرهفته 10 ساعت به وقت خود بیفزائید 

موضوع: مدیریت ورفتارسازمانی یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 22:39

مدیریت زمان :

 

وقت طلاست :

 

همه معتقدند وقت طلاست ، اما درواقع وقت گرانبها تر از طلاست . چه فرصی است که بتوان برای آن قیمت تعیین کرد .وچه فرصتی که چون رفت دوباره باز گردد. پس طلادر برابر وقت فاقد ارزش است .

از آنجاکه کنترل زمان ودر اختیار داشتن آن رمز موفقیت هر انسان است وبیشتر ناکامی های افراددرعدم برنامه ریزی وشناخت اهمیت زمان رقم می خورد آشنایی با ایده های افراد موفق وهمچنین راهکارهای پیشنهادی آنان گام بزرگی است در جهت مقابله با این معضل .

 با این مقدمه بر آن شدم تا توصیه های ((دکتردیوید لوئیس )) روانشناس ومتخصص مدیریت زمان را به طور مستمروقسمت بندی شده در وبلاگ خود به ثبت رسانده تا علاوه بر استفاده خود از این توصیه ها امکان دسترسی سایر عزیزان را نیز از این طریق فراهم نمایم که امیدوارم مورد پسند خوانندگان قرار گیرد .

 

 قسمت اول :

 

 تاریخچه ای کوتاه از زمان

 

در اروپای قرون وسطی کلیسا زمان را تعیین می کرد وقوانینی در باره کارهائی که می توان یا نمی توان در روز خاصی انجام داد وضع می کرد .

قوانین مذهبی زمانهای معینی از روز را برای نماز خواندن تعیین می کرد . به عنوان مثال ماتینز (matins) قبل از سحر ، پریم (prim) هنگام طلوع آفتاب ونون(nones) صاعت 9 صبح برگزار می شد .بعدها نون به نیم روز موکول شد که ظهر امروز را به وجود آورد . این اوقات شرعی برمبنای واحد زمانی شصت دقیقه ای وضع نشده بود ، اما به هر حال زمانهائی از روز برای بجا آوردن نیایشها اختصاص یافته بود .

گرچه اولین ساعتهای مکانیکی حدود قرن سیزدهم میلادی ساخته شد (پیش از آن به طور گسترده ای از ساعتهای آبی وشنی استفاده می شد ) اما از آنها برای قرنها فقط به عنوان مجسمه های تزئینی استفاده می شد . حتی شخص مهمی چون ساموئل پپیز که یک مقام دولتی قرن 17 بود اوقات روزانه خودرا با ساعت خورشیدی یا ناقوس کلیسا تنظیم می کرد ( لغت clock در زبان انگلیسی از ریشه لاتین clocco به معنی زنگ گرفته شده است .

مفهوم نوین زمان در پی اعتراضات پیوریتینها به تقویم کشیشهای کاتولیک رم شکل گرفت . نظر آنها یعنی شش روز کار درهفته ویک روز استراحت عمدتاٌ تا پایان قرن 17 مورد قبول عامه قرار گرفته بود.

در یک جامعه روستائی که فصلها سرعت زندگی را تعیین می کردند ، اندازه گیری دقیق زمان ضرورت چندانی نداشت .

تا عهد جرج دوم (60-1727) سفر هنوز باهمان سرعتی که در قرن اول میلادی انجام می گرفت صورت می پذیرفت . تا اینکه جان پالمر نماینده پارلمان شهر باث تأسیس اولین شبکه حمل ونقل عمومی را اعلام کرد که طبق جدول زمان بندی شده دقیقی حرکت می کرد ، وانوقت همه چیز تغییر یافت . دلیجانهای او شهر باث را در اواخر بعد از ظهر ترک می کردند وتمام شب را می راندند وساعت 8 صبح روز بعد به مقصد خود که دفتر کل اداره پست در خیابان لمبارد لندن بود، می رسیدند .در این دوران تنمامشهرهای کوچک ساعتهای خودرا با وقت محلی یا با استفاده از طلوع وغروب خورشید تنظیم می کردند ، بدین ترتیب معلوم می شد که شهر فالموت در در وست کانتری 20 دقیقه با لندن فاطله دارد ، ونورویچ ، 7 دقیقه بعد از لندن قرار دارد . بدین خاطر اولین دلیجانها این زمان بندیها را همانطوری اجرا می کردند که خواسته شده بود . حتی بعد از آنکه شبکه سراسری  راه آهن تأسیس شد ، خاطرها هنوز آسوده بود . هنگامی که جرج براد شاو یکی از شرکتهای راه آهن از اعلام ساعت ورود قطار سر باز زد وچنین اعتراض نمود که (( با این کار سر وقت آمدن قطار ها را اجباری می کنید .))

 

نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

درباره نگارمن
------------------------------------------
نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
خداوند بزرگ را شاکرم از این جهت که در همه حال وهمه جا لطف خودرا شامل احوال این بنده نموده .به پاس نعمتی خدا ارزانیم کرد ونازنینی را به این جانب عطانمود وبلاگی را که ملاحظه می فرمائید بنام تنها دخترم نگار نامگذاری نمودم تا همیشه وهمه جا نامش برزبانم جاری باشد .امید است از مطالبی که در این وبلاگ نوشته می شود نهایت استفاده به عمل آمده ونظرات سازنده خودرا در جهت بهبود این وبلاگ از این حقیر دریغ نفرمائید .

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati

کد  شماره ی    111  

کد نمایش متن زیبا و متحرک در تیتر سایت

کد  شماره ی    112  

کد نمایش پیغامی خاص در هر ساعت از شبانه روز

کد  شماره ی    113  

کد پرواز علامت ماوس در صفحه