نگارمن
|
|
از سر دلتنگی موضوع: شعر وادب جمعه پانزدهم آبان 1388 22:58 روسربنه به بالین تنهامرارهاکن
ترک منِِِ خراب شبگرد مبتلا کن ماییم وموج سودا ، شب تابه روزتنها خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفاکن برشاه خوب رویان واجب وفا نباشد ای زرد روی عاشق توصبر کن وفا کن خیره کشی ست ما را دارد دلی چو خارا بُکشَد کسش نگوید تدبیر خونبها کن دردی است غیرمردن کان رادوا نباشد پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن درخواب دوش پیری درکوی عشق دیدم بادست اشارتم کرد که عزم سوی ماکن گر اژدهاست در ره عشق است چون زمرد از برق آن زمرد هین دفع اژدها کن بس که بیخودم من ور توهنر فزایی تاریخ بوعلی گو،تنبیه بوالعلا کن
نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
در اعماق شاهنامه موضوع: شعر وادب جمعه هجدهم آبان 1386 20:34 در پستی که راجع به فردوسی نوشته بودم یعنی دوپست قبل قرار بود داستان شاهنامه را برایتان بنویسم .
بخونید نتیجه بگیرید . [ تاختن سعد وقاص به ايران و فرستادن يزدگرد، رستم را به جنگ او]
نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
حامل محموله عدل مدام موضوع: شعر وادب سه شنبه ششم شهریور 1386 21:0 ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی دل بی تو به جان آمد ، وقت است که باز آئی دائم گل این بستان شاداب نمی ماند
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارائی
حامل محموله عدل مدام حمدالله و اله سرمدي
نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
سوگند موضوع: شعر وادب دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 22:25 سوگند به دردمندی عشاق مبتلا سوگند به زود رنجی دلهای باصفا سوگند به شوخ طبعی مستان بزم عشق وجنون که گم کنند دروبام خانه را سوگند به بوسه گیری پروانگان زچهره گل به شور بختی مرغان بسته پا سوگند به تنگدستی بخشندگان گوشه نشین به روگشادگی بی نیازها سوگند به اشک دیده شب زنده دار مهجوران به شعر وسازو می وبزم آشنا سوگند به چشم پاکی شبنم ، به روشنائی روز به این مظاهر خلقت جداجدا سوگند به نا مرادی لب تشنگان وادی عشق به سازگاری درویش بی نوا سوگند
به اشک عاشق مسکین زظلم این همه قید به پایداری معشوق با وفا سوگند به این غروب غم آلود روزگار فراق به صبح روشن آغاز عشق سوگند که از تودرنظرم هیچ قبله روشنتر نبوده بهرنمازم ، به این خداسوگند برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به ، نفهمیدن ویأس انسان امروزه یأسی است ناشی از آگاهیش به خویش وخوش بینی انسان به تاریخ زائیده جهلش نسبت به خویش است . دکتر شریعتی نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
به مناسبت روز زن موضوع: شعر وادب پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 23:18 ازدر درآمدی ومن از خود به در شدم گوئی کزین جهان به جهان دگرشدم گوشم به راه تا که خبر می دهد زدوست . صاحب خبر بیامدو من بی خبر شدم گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود، بدید م ومشتاق تر شدم چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسیدو به عیوق بر شدم دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم وچندی به سر شدم تا رفتنش ببینم وگفتنش بشنوم از پای تا به سر همه سمع وبسر شدم من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت که اول نظر به دیدن او دیده ور شدم اورا خود التفات نبودش به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم گویند روی سرخ توسعدی که زرد کرد اکسیر عشق در مسم آویخت زر شدم سعدی – (دستان –گروه عارف – آواز استاد شجریان – اجرا ، 1366 نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
درباره نگارمن
![]() نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد خداوند بزرگ را شاکرم از این جهت که در همه حال وهمه جا لطف خودرا شامل احوال این بنده نموده .به پاس نعمتی خدا ارزانیم کرد ونازنینی را به این جانب عطانمود وبلاگی را که ملاحظه می فرمائید بنام تنها دخترم نگار نامگذاری نمودم تا همیشه وهمه جا نامش برزبانم جاری باشد .امید است از مطالبی که در این وبلاگ نوشته می شود نهایت استفاده به عمل آمده ونظرات سازنده خودرا در جهت بهبود این وبلاگ از این حقیر دریغ نفرمائید . |
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati