نگارمن
|
|
هم نوا با مرغ سحر موضوع: با بزرگان موسیقی چهارشنبه دوم آبان 1386 23:36 حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش ...
من خدای هنر را دیدم، واورا لمس کردم ،من اورا فهمیدم... باردیگر نوای داودی در دیار نصف جهان طنین انداز شد اسطوره موسیقی دیار فردوسی باربردوش گرفته وبا صدای اعجاز انگیز زیباترین هنررا به رخ عالم کشید. مهد هنر ایران زمین میزبان گنجینه موسیقی گریده است . همه چیز دست به دست هم داده تا نصف جهان پذیرای تمام هنر یک سرزمین باشد . سعدی وحافظ ، مولانا وخیام وباباطاهر، در آن زمان درد دل کرده اند تا مردی امروز ، روزگاری که گوشی حوصله شنیدن صدای هم خون خویش راندارد ، با نوای ملکوتی خود باز گوید شرح درد اشتیاق کار خدا بی حکمت نیست اگرسعدی ، حافظ ، باباطاهر، خیام و هرکه را که طبع سخن وری داد، تا درد زمان خود زمانهای بعداز خودرا بگویند . واگر درزمان ما هیچ کدام نیستند که تسکینی بر درد دل ما باشند اما شعرشان هست وصدائی هست خدای همه آنها هست و حنجره ای را از دم خود در آن دمیده تا حرف دل آدمهای تمامی دورانهارا با زیباترین صورت فریاد کند . سپاس وشکری دارد واجب. مرغ سحر ناله سرکن داغ مرا تازه ترکن زاه شرر بار این قفس را برشکن وزیر وزبر کن بلبل پربسته زکنج قفس درا نغمه آزادی نوع بشر سرا وزنفسی عرصه این خاک توده را پرشررکن ظلم ظالم جور صیاد آشیانم داده برباد ای خدا ای فلک ای طبیعت شما تاریک مارا سحر کن
کسی هست که بی تعلق خاطر وبی پیرایه با تمامی هنرش برای روزگار ما بخواند و مارا از خود بی خود کند. خدارا شکر که اورا لمس می کنیم . خدارا شکر که عظمت ولطافت خودرابا سخاوت تمام با نوای مردی در خون ورگ ما جاری کرد . اما ! اما ! دریغ وافسوس که (ما؟؟؟) همیشه قدرنشناسی خودرا به اثبات رسانیده ایم زمانی به خود می آییم که بهترین نعمات از دستما رفته اند . کاری جز افسوس گذشته خوردن نداریم . سینه مالا مال درد است ای دریغا مرهمی دل زتنهائی به جان آمد خدارا همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیز رو ساقیا! جامی به من ده تا بیاسایم دمی زیرکی را گفتم این احوال بین خندید وگفت صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع جگل شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی در طریق عشقبازی امن وآسایش بلاست ریش باد آن دل که با درد توخواهد مرهمی اهل کام ونازرا در کوی رندی راه نیست رهری باید ، جهان سوزی ، نه خامی بی غمی آدمی درعالم خاکی نمی آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق ریش باد آن دل که با در د توخواهد مرهمی .
از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد ؟؟؟!!! نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
موسیقی مبتذل از دید استاد موضوع: با بزرگان موسیقی جمعه پانزدهم تیر 1386 23:23
داشتم کتاب هزار گلخانه آواز ( زندگینامه استاد شجریان )را ورق می زدم به مطلب جالبی در مورد ابتذال در موسیقی برخورد کردم . بدنیست قسمتی از آنرا شماهم بخوانید. اصطلاح موسیقی مبتذل را نمی توان به سادگی به کار برد .یک نوع موسیقی ، مبتذل نیست . یعنی موسیقی مبتذل ، یک نوع خاص نیست . مثلاٌ موسیقی جاز یا نظایر آن را نمی توان مبتذل گفت . به نظر من ، ممکن است یک نوع موسیقی به طور کل از اول تا آخر مبتذل باشد . موسیقی یی که مبتنی بر دانش وتجربه وتخصص وتفکر باشد، هرنوع که باشد ، هرگام وهر پرده ای که داشته باشد ، موسیقی خوبی است . خواه موسیقی ایرانی باشد ، خواه موسیقی ژاپنی باشد ، یا موسیقی کردی یا موسیقی جاز ، فرقی نمی کند . موسیقی در ذات خود نمی تواند بد باشد . بستگی به ارائه آن دارد . آدمی که می خواهد موسیقی منطقه ی خودرا ارائه کند وموسیقی در سطح نازل وپائین باشد ، واحتمالا اگر کلام پیش پا افتاده ای را به کار گیرد ، مبتذل است . به عقیده من کلام ، مبتذل تر از موسیقی است . اگر کلام مبتذل باشد ، می گویند موسیقی اش مبتذل است ، بی ارزش است ، خیلی سطح پائین است . وقتی که شما یک زبانی را با موسیقی دیگری که مربوط به این زبان نیست ارائه می کنید ، از نظر معنا وحالت نمی تواند بیان کنندۀ مفاهیم آن زبان باشد وارزش آن گفتار را پائین می آورد. این هم نوعی ابتذال در موسیقی است . مثلا بیان شعر حافظ با موسیقی جاز ، ما میگوئیم این ترکیب ، مبتذل است . این ترکیب واین آهنگ ، مبتذل است . چرا ؟ برای اینکه اصلا آن موسیقی بیانگر معنای این کلام نیست . پس مبتذل به دومعناست : یکی اینکه اصلا آن نوع موسیقی بیان کننده مفاهیم این زبان نیست . دوم اینکه خود این کلام هم از نظر معانی در سطح خیلی پائین ونازلی است . یا موسیقی برای خود یک زبان است . هیچ چیزی عاید شنونده نمی شود . حالات عجیب وغریب دارد . وگرنه نمی توانیم به یک نوع موسیقی بی حرمتی کنیم وبگوئیم موسیقی مبتذل است . موسیقی های آنها بسیار ارزشمند است . من خیلی از موسیقی های جاز خوب را گوش می کنم با چه علاقه ای وچقدر زیبائی در آن پیدا می کنم . ولی همان موسیقی جاز می تواند در همان مملکت خودش وبا همان زبان خودش هم ، مبتذل باشد . یعنی بسیار سطح پائین با کلام بسیار پائین . ابتذال از دید من این است . برگزیده ای از کتاب هزار گلخانه آواز (استاد شجریان ) نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
درباره نگارمن
![]() نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد خداوند بزرگ را شاکرم از این جهت که در همه حال وهمه جا لطف خودرا شامل احوال این بنده نموده .به پاس نعمتی خدا ارزانیم کرد ونازنینی را به این جانب عطانمود وبلاگی را که ملاحظه می فرمائید بنام تنها دخترم نگار نامگذاری نمودم تا همیشه وهمه جا نامش برزبانم جاری باشد .امید است از مطالبی که در این وبلاگ نوشته می شود نهایت استفاده به عمل آمده ونظرات سازنده خودرا در جهت بهبود این وبلاگ از این حقیر دریغ نفرمائید . |
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati